آخرین باران از مجموعه‌ای شعر

 

«صدای باران در کوچه باغ بی قراری

موسیقی دل تنهای مرا می نوازد

من چشم به راه از

هر عابری که می گذرد

خبر باران می گیرم

همه صداها را تو می شنوم

همه عشق ها را تو می پندارم

و شعرها را تو می خوانم

هنوز که هنوز است باران

در کوچه باغ بی قراری

موسیقی دل تنهایی مرا می نوازد

بر می خیزم از مرگی که شب پیش دچارش شده بودم

صبح نوید دین تو را می دهد»

یک از شعرهای مجموعه شعر «آخرین باران» را می‌ خوانید که خانم «شیوا رحیم پور» آن را سروده است و کار چاپ و نشر آن نیز، بر عهده ی «انتشارات ارشدان» بوده است و برای تمامی بزرگسالان مناسب می باشد.

 درباره مولف:

خانم شیوا رحیم پور در سال هزار و سیصد و شصت و هشت در شهر خرم آباد و در میان خانواده ای هنرمند و کتاب دوست، دیده به جهان گشوده است. او ساکن خرم آباد و دارای مدرک کارشناسی در رشته مدیریت رسانه است و با نگاهی شاعرانه، می‌ نگارد و به عنوان نویسنده و شاعر فعالیت می کند. این بانوی هنرمند، از دوران کودکی و تحت تاثیر مادرش خانم صدیقه رحیم‌پور که قصه گوی محلی و بین المللی بوده، با شاهنامه آشنا شد و از آن پس، عشق به ادبیات کهن ایران زمین، در دلش شکل گرفت. ایشان بر اساس همین عشق به ادبیات، به عضویت کانون فکری و پرورشی کودکان و نوجوانان درآمد و در آنجا توانست با استعداد خود در زمینه ادبیات، جوایزی را در جشنواره های معتبری همچون صدای پای آب و نظر سی قاف را کسب کند.

خانم شیوا رحیم‌ پور در تلاش است تا با قلم خلاق و نگاه عمیق خود، دنیای ادبیات را برای نسل جوان جذاب تر کند و فرهنگ غنی ایران را ترویج کند. وی از اسب سواری به عنوان ورزش مورد علاقه ی خود نام می برد و مطالعه را نیز سرگرمی مورد علاقه اش عنوان می کند. او خواندن کتاب هایی نظیر بیگانه اثر کامو، مسخ اثر کافکا، قلعه حیوانات اثر اورول و صد سال تنهایی اثر مارکز را برای مطالعه به مخاطبان پیشنهاد می دهد.